طبق یک قرار نامعهودِ نانوشته من همیشه بررسی از مرجع صندلی طبق کپی رایت بررسی از مرجع شماره طبق کپی رایت ۱۳ اتوبوس را رزرو میکنم؛ دیشب خواسته بودم انقلاب به پا کنم، بررسی از مرجع صندلی طبق کپی رایت بررسی از مرجع شماره طبق کپی رایت ۶ را رزرو کردم. وقتی مامان آمد تو اتاق با خنده پرسید باز هم ۱۳؟ و خواهرم گفت یا همان ۱+ ۱۲؛ با غرور سرم را بالا گرفتم و بادی به غبغب انداختم و درحالی که از غصه ی ترک خانه عصبی می نمایاندم گفتم خیر عزیزان ! صندلی شماره ۶! چشم هایشان را ریز کردند و بعد من ادامه دادم که خواستم سر معرکه ای با این تنوع و تحول رنگ نشاط به زندگیم بپاشم و یک زندگی رویایی بسازم برای خودم! بعد رفتم توی فکر و ته دلم فکر کردم که صندلی شماره ۱۳ بی شباهت هم نیست به قوطی خودم توی خوابگاه.- آخر میدانید من به تختم که طبقه ی پایین یک تخت دو طبقه است می گویم قوطی و باید بدانید که آدم در این تخت ها بیشتر حس تنهایی می جَوَدَش- حالا چرا میگویم صندلی شماره ۱۳ انگاری همان قوطی خودم است؟ چون در صندلی شماره ۱۳ هم در عین اینکه میان یک عالمه آدم نشسته ای کنارت خالی است و سر که میچرخانی یک در میبینی و بقول شاعر "آن در حتی اگر به جهنم باز شود، خوشحالت میکند..."
حالا من سایت بلیط فروشی را باز میکنم و بلیط جدیدم را در صندلی شماره ۱۳ یک اتوبوس دیگر رزرو میکنم و چیزی گوشه ذهنم پوزخند میزند " من همان سیزدهم کز همه عالم به درم".
"والس پروانه ها"...
ما را در سایت "والس پروانه ها" دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 140